بچه هاي زمين شناسي پيام نور اردبيل
وبلاگ بچه های با معرفت زمین شناسی 86 پیام نور اردبیل

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست عزیز .این وبلاگ باعث دلگرمی برای همه بجه های ورودی 86هست.  هر بار که به وبلاگ سر میزنیم یاد دوران دانشگاه و روزهای خوشش میفتیم . سپاس.

برای شما آرزوی موفقیت روزافزون دارم.




تاریخ: جمعه 07 آذر 1393
ارسال توسط 9149578594

 

وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی... وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد... کسی هست که می شود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی را با او می توان قسمت کرد.

نگاهت را از سنگفرشهای خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن.

تا چه وقت می خواهی یاسهایت را به ساقه گلهای گلدان های اتاقت پیوند بزنی؟

تا چه وقت می خواهی در کوره راههایی که برای خودت ساخته ای قدم برداری؟

می توان از تاریکی ها گذشت  می توان خود را در کوچه های سبز دوباره یافت.

یکی هست یکی که تا خواب دوباره چشمهایت با توست.

یکی که همیشه محرمت بود. و تو غرق در احساسات ، حواست نبود که او هنوز هم هست.




تاریخ: جمعه 07 آذر 1393
ارسال توسط 9149578594

دوستای عزیزم

بعد از مدتها سلام

بیاین دوباره یاد و خاطره اون روزها رو زنده کنیم

 

میتونین هرمطلبی که میخواین بذارین و مطالب بقیه دوستامون هم بخونین

 

سالی یه بار هم بیاین کافیه

همین که بدونیم سالم و خوشبختین کافیه

 




تاریخ: پنج‌شنبه 29 آبان 1393
ارسال توسط pnu86geology

مـــذکر عزیــــز : " مـــــ♥ــــرد " بـــاش !

زمیــــن به مــــرد بودنـ ــــت نیــــاز داره !

مــــرد باش ؛ نـــه فقط با جســ♥ــمت !

مـــــرد بــــاش با نگــــاهت ، با احســ♥ــاست ، . . . !

مردونه حــــــرف بزن ، مــــ♥ـــــردونه بخنــــــد ، مردونه گریــــــه کن

، مــــــردونه عشـــ♥ـــق بورز ، مردونه ببــــــــخش ، . . . !

مرد بــــــاش و هیچ وقت نامـــ♥ــردی نکن ؛

مخصوصـــــا در حق کســـــی که باورت کـــ♥ـــرده

و بهـــــت تکیـــــه کرده....




تاریخ: جمعه 17 خرداد 1392
ارسال توسط sominoyi


مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !

نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی

از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار

و امــــــــروز

بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد

تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را

ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم

مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد




تاریخ: پنج‌شنبه 16 خرداد 1392
ارسال توسط sominoyi

http://axgig.com/images/66927061164261488137.jpg




تاریخ: چهارشنبه 08 خرداد 1392
ارسال توسط pnu86geology

 

آفرین به این مرد که یادش نرفته روزی هم مادرش او را اینطور بغل می کرده

و به او غذا می داده. دستان این پسر بوسیدنیست.

امیدواریم همه ما قدردان زحمات مادرمون باشیم.




تاریخ: دوشنبه 23 اردیبهشت 1392
ارسال توسط sominoyi

 

نظر شما چیه ؟؟؟




تاریخ: دوشنبه 23 اردیبهشت 1392
ارسال توسط sominoyi

 

وقتی قسمت نمیشه
عاشقانه باتو باشم
روی گونه های خیسم
دودنه دونه اشک بپاشم
وقتی قسمتم نمیشه
دستهای گرمت رو بگیرم
غیر این چاره ای نمانده
که فراموشت کنم
دست تقدیر, دست قسمت
منو از دلم جداکرد این جدایی بی بهونه
همه زندگیموفدا کرد
دل بریدم که نبندم دل به تکرار جدایی
 
 



تاریخ: جمعه 20 اردیبهشت 1392
ارسال توسط javid

 

 

سراغی از من نگیر

نپرس  چه حالی دارم

رفتم که شاید رفتنم

فکرتو کمتر بکنه

نبودنم کنارتو حالتو بهتر بکنه

لج کردم باخودم آخه حست به من عالی نبود

احساس من فرق داشت باتودوست داشتن خالی نبود

بازم دلم گرفته از این نم نم بارون

چشمام خیره به نوره چراغه توی این خیابون

خاطرات گذشته منو عذاب میدن چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون

باختن توی این بازی برام از قبل مسلم شده بود

اگه یادت باشه گفته بودم اون پیرمرد فاله منو سرگردانی دیده بود

سخت شده بود, تحمل عشقت به من کم شده بود

رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شب و روز

من هنوزم عاشق توام به دل میگم بساز وبسوز




تاریخ: جمعه 20 اردیبهشت 1392
ارسال توسط javid

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران